هر روز مشکل جدیدی در زندگی پیش میآید…
چرا زندگی اینقدر سخته؟ چرا شکست خوردم؟ چرا اوضاع سیاسی اینقدر بده؟ چرا اوضاعِ اقتصادی تا این حد بده؟ چرا درسهام رو نمیفهمم؟ چرا در روابط اجتماعی خود دچار مشکل میشم؟ و چراهای بسیار دیگر …..
یکی از نیازهای انسان حل مشکلاتش است. چرا که اگر مشکلات خود را حل نکند دچار دردسر بیشتری خواهد شد. مشکلات بزرگتر و بزرگتر خواهند شد و روزی بر سر او خراب خواهد شد.… تمام انسان ها روزانه مشکلاتی دارند که باید حل کنند یا برای حل کردن آن فکر کنند و یا منتظر بمانند تا مشکلشان خود به خود حل شود !
وجود مشکلات برای انسان یک مسأله کاملا طبیعی است ولی آنچه که برای انسانهای مختلف، متفاوت است چگونگی برخورد با مشکلات خودشان است. در حقیقت سرنوشت هرکدام از ما نیز بستگی به نحوه برخوردِ ما با مشکلاتی است که در زندگی با آنها روبرو میشویم.
در واقع، نتایجی که در زندگی بدست میآوریم، حاصل اتفاقات زندگیمان نیست ! بلکه نوع برخورد ما با این اتفاقات است که نتایج را رقم میزنند. این مطلب را میتوان به شکل فرمول زیر بیان کرد.
اتفاق(Event) + عکس العمل (Reaction) = نتیجه (Result)
با یک مثال این مسأله را روشن میکنیم.
“تئوری سوسک در توسعه شخصی”
در یک رستوران، یک سوسک ناگهان از جایی پر میزند و بر روی یک خانمی مینشیند. آن خانم از روی ترس شروع به فریاد زدن میکند. او وحشتزده بلند میشود و سعی میکند با پریدن و تکان دادن دستهایش سوسک را از خود دور کند. واکنش او مسری بود و افراد دیگری هم که سر همان میز بودند وحشتزده میشوند.
بالاخره آن خانم موفق میشود سوسک را از خود دور کند. سوسک پر میزند و روی خانم دیگری نزدیکی او مینشیند. این بار نوبت او و افراد نزدیکش میشود که همین حرکتها را تکرار کنند! پیشخدمت به سمت آنها میدود تا کمک کند. در اثر واکنشهای خانم دوم، این بار سوسک پر میزند و روی پیشخدمت مینشیند.
پیشخدمت محکم میایستد و به رفتار سوسک بر روی لباسش نگاه میکند. زمانی که مطمئن میشود، سوسک را با انگشتانش میگیرد و به خارج رستوران پرت میکند.
در حالیکه قهوهام را مزه مزه میکردم، شاهد این جریان بودم و ذهنم درگیر این موضوع شد. آیا سوسک باعث این رفتار عصبی شده بود؟ اگر اینطور بود، چرا پیشخدمت دچار این رفتار نشد؟ چرا او تقریبا به شکل ایدهآلی این مسئله را حل کرد، بدون اینکه آشفتگی ایجاد کند؟
این سوسک نبود که باعث این ناآرامی و ناراحتی خانمها شده بود، بلکه عدم توانایی خودشان در برخورد با سوسک موجب ناراحتیشان شده بود. من فهمیدم این فریاد پدرم، همسرم یا مدیرم بر سر من نیست که موجب ناراحتی من میشود، بلکه ناتوانی من در برخورد با این مسائل است که من را ناراحت میکند. این ترافیک بزرگراه نیست که من را ناراحت میکند، این ناتوانی من در برخورد با این پدیده است که موجب ناراحتیم میشود.
من فهمیدم در زندگی نباید واکنش نشان داد، بلکه باید پاسخ داد. آن خانم به اتفاق رخداده واکنش نشان داد، در حالیکه پیشخدمت پاسخ داد. واکنشها همیشه غریزی هستند در حالیکه پاسخها همراه با تفکرند. نحوه واکنشهای ما به مشکلات و نه خود مشکلات است که میتواند در زندگی بحران ایجاد کند. این مفهوم مهمی در فهم زندگی است. آدمی که خوشحال است به این خاطر نیست که همه چیز در زندگیش درست است. او به این خاطر خوشحال است که دیدگاهش نسبت به مسائل درست است.
با دقت در این مثال ساده میتوان دریافت که در حقیقت نوع واکنش ماست که حائز اهمیت است نه خود اتفاق به تنهایی.
مشکلات زندگی را میتوان در چند دسته اساسی دسته بندی کرد:
- مشکلات شخصی
- مشکلات مالی
- مشکلات اجتماعی
- مشکلات تحصیلی
- مشکلات کاری
- دیگر مشکلات قابل تصور
البته هر کدام از این دستهها قابل دسته بندی به زیر دستههای دیگری میباشند.
برای اینکه یادبگیریم چطور در برابر مشکلات زندگی واکنش نشان دهیم تا آنها را به نفع خودمان تغییر دهیم، نیاز داریم تا ابتدا با یک ویژگی اساسی خودمان که نسبت به آن غافل هستیم آشنا شویم. این ویژگی اساسی همان چیزی است که تعیین کننده نوع واکنش ما نسبت به اتفاقات اطراف ماست. و آن ویژگی، تفکر انسان است. با شناخت ساختار تفکر خودمان و همچنین چگونگی استفاده از آن در رسیدن به نتایج، میتوانیم آن را به دست بگیریم و در حقیقت اتفاقات زندگی خود را آنطور که مایل هستیم رقم بزنیم.
آنچه که باعث میشود انسان مایل به تغییر وضعیت خود نباشد این است که تغییر نیاز به تلاش دارد و تلاش هم باعث فشار و درد انسان میشود و انسانها معمولا از درد فراری هستند و عدم تلاش نیز مساوی است با عدم درد که برای انسان مطلوب است. ولی باید این نکته را مورد نظر قرار داد که فرار از درد همیشه به نفع انسان نیست. چرا که ممکن است بعضی وقتها اگر دردی را به جان خود نخیرم دچار دردها و دردسرهای بیشتری شویم. برای مثال:
درس خواندن سخت است. نیاز به مطالعه مداوم دارد. از خیلی از تفریحات خودمان باید بگذریم. همه این دردها را باید تحمل کنیم. ولی از طرفی دیگر اگر امروز این درد را به جان خود نخیریم باعث میشود که در آینده دردهای بیشتری را متحمل شویم که درد کنونی در مقابل آن درد ناچیز باشد.
مثالی دیگر:
کار کردن نیز سخت است. هر روز باید برای تأمین خود و یا خانواده خود کاری انجام دهیم که میتواند شکلهای مختلفی به خود بگیرد ولی عدم تحمل این سختی باعث میشود که دردسرهای بسیار زیادی چه مادی و چه معنوی برایمان به وجود بیاید
به همین ترتیب مسائل دیگری در زندگیمان هست که نیاز به تلاش دارد تا از ضررهای آینده جلوگیری کنیم. این مسائل دو گونه هستند. یا این مسائل را میشناسیم که بدین ترتیب برای حل آنها تلاش میکنیم مانند مسائل مالی. نوع دیگری از مسائل وجود دارد که آنها را نمیشناسیم و مورد توجه ما نیستند. که در این صورت اگر آنها را کشف نکنیم در وقت دیگری ضربه خواهیم خورد بدون اینکه خودمان را برای مواجهه با آن مشکل آماده کرده باشیم.
در مواجهه با مشکلات خود نیز دو راه بیشتر نداریم.
- عدم توجه به مشکلات: عدم توجه به مشکلات همانطور که در مثالهای بالا بیان شد، شاید راحتی موقتی را برای ما به همراه داشته باشد ولی در نهایت باعث بروز مشکلات بیشتری خواهد شد که در آینده خود را نشان خواهد داد.
نتیجه این انتخاب در دو گزینه خلاصه میشود: راحتی کوتاه مدت، سختیها و دردهای بلند مدت - تلاش برای حل مشکل: در این حالت یک درد موقت را تحمل میکنیم ولی نتیجهای که در پی خواهد داشت، راحتی بلند مدت خواهد بود و طبیعی است که هر انسان عاقلی یک راحتی طولانی مدت را به یک ناراحتی کوتاه مدت ترجیح میدهد
نتیجه این انتخاب به شکل خلاصه عبارت است از: ناراحتی موقت، رشد و لذتهای پایدار
البته لازم به ذکر است که این مسائل میتوانند اساسیتر و عمیقتر باشند که در دورههای مهندسی فکر به آن پرداخته میشود تا دریابیم که چه مسائلی وجود دارد که نسبت به آنها غافل بودهایم درحالی که میتوانستیم زندگی متفاوتی داشته باشیم.
حال سؤالی که اینجا پیش میآید این است که مطالب بیان شده چگونه امکان پذیر هستند؟ آیا روشهایی وجود دارد که هر زمانی مشکلاتی در زندگی مان پیش آمد بتوانیم کاملا آگاهانه حل کنیم و از آنها به عنوان یک پله برای رسیدن موفقیتهای دیگر در زندگی خود تبدیل کنیم؟
بر اساس مثالهایی که در بالا بیان شد به سادگی میتوان گفت که قطعا چنین روشی وجود دارد. در پروژه مهندسی فکر میخواهیم به شما آموزش دهیم چطور میتوانید تک تک مشکلات زندگی تان را تبدیل به یک نتیجه خوب و مثبت کنید و زندگی را به شکلی بنگرید که نتایج متفاوتی را برای شما به ارمغان بیاورد.
در این دوره نه تنها راه حل مشکلات فعلی خود را پیدا خواهید کرد بلکه به سطح متفاوتی از آگاهی دست خواهید یافت و با مسائلی روبرو خواهید شد که تا کنون از دید شما پنهان بوده است که با استفاده از آنها میتوان زندگی کاملا متفاوتی را رقم زد. زندگی سرشار از موفقیت و لذت

