آزمایش کار گروهی رابرز کیو و سه آزمایش دیگر
آزمایش کار گروهی رابرز کیو
این آزمایش، نظریه نزاع واقع گرایانه را آزمایش کرد و نمونهای از چگونگی وقوع نگرشها و رفتارهای منفی بین گروه ها به دلیل رقابت بر سر منابع محدود است. آزمایشگران دو گروه از پسران ۱۱ و ۱۲ ساله را به یک اردوی تابستانی بردند. هفته اول دو گروه از هم جدا شدند و چیزی درباره یکدیگر نمیدانستند. در این مدت پسران به سایر پسران گروه خود پیوستند و دوست شدند.
سپس دو گروه به هم معرفی شدند و فورا نشانه هایی از درگیری بین آنها مشاهده شد. آزمایشگران بین گروهها رقابت ایجاد کردند و همان طور که پیش بینی کرده بودند سطح خصومت و رفتار تهاجمی بین آنها افزایش یافت. در هفته سوم، آزمایشگران شرایطی ایجاد کردند که نیاز بود هر دو گروه با هم برای حل یک مشکل مشترک کار کنند. یکی از این مشکلات آب آشامیدنی بود. هر دو گروه با هم برای حل این مشکل مشغول به کار شدند. تا پایان آزمایش، پیوند دوستانه بین آنها به طور قابل ملاحظهای افزایش یافته بود؛ و نشان داد که کار گروهی یکی از موثرترین روشهای کاهش تبعیض و تعصب است.
یکی از راهکارهای بسیار اساسی برای افزایش بازدهی کارها، ارتقای ارتباطات اجتماعی، ارتقای صفات اخلاقی و رفتاری و بسیاری از خصلتهای مثبت، نهادینه کردن روش کار گروهی مخصوصا در کودکان و نوجوانان است تا در آینده بتوانند در جامعه به بهترین شکل برای پیشرفت تلاش کنند.
آزمایش اجتماعی کالسبرگ
در این آزمایش اجتماعی، سوژه زوجهای بی خبری بودند که برای تماشای فیلم به یک سینمای شلوغ میآمدند. تنها دو صندلی خالی در این سینما وجود داشت که آن هم درست وسط صندلی هایی بود که مردانی با ظاهر نسبتا خشن و بدن خالکوبی شده روی آنها نشسته بودند. همان طور که این آزمایش نشان میدهد، بیشتر زوجها با دیدن چنین افرادی تصمیم میگیرند فورا سینما را ترک کنند، اما برخی دیگر هم روی صندلی خود در میان آنها مینشینند و با تشویق جمعیت حاضر در سالن روبرو میشوند. این آزمایش نمونه خوبی بود که چرا افراد نباید همیشه براساس ظاهر قضاوت کنند.
آزمایش تصادف اتومبیل
آزمایش تصادف در سال ۱۹۷۴ توسط لوفتوس و پالمر با هدف اثبات اینکه کلماتی که با آن سوال می کنیم به نوعی روی یادآوری شرکت کننده تاثیر میگذارد انجام شد. آنها با استفاده از سوالات مختلف از افراد خواستند سرعت وسایل نقلیه موتوری را تخمین بزنند. تخمین سرعت خودرو چیزی است که مردم به طور کلی در آن ضعیف هستند. شرکت کنندگان اسلایدهایی از تصادف اتومبیل را مشاهده کردند و سپس از آنها خواسته شد اتفاقی که افتاده را توصیف کنند. شرکت کنندگان به دو گروه تقسیم شدند و از هر گروه با استفاده از افعال مختلفی مثل «هنگامی که اتومبیل برخورد کرد/ تصادف کرد/ در هم کوبیده شد/ ضربه خورد/ آسیب دید چه سرعتی داشت؟» سوال شد.
نتایج نشان میدهد که فعل تصوری از سرعت خودرو را همراه خود دارد و این درک شرکت کنندگان را تغییر میدهد. شرکت کنندگانی که با فعل در هم کوبیدن از آنها سوال شده بود نسبت به کسانی که از فعل ضربه زدن در سوالشان استفاده شده بود سرعت بیشتری را تصور میکردند. به عبارت دیگر ممکن است شهادت شاهدان عینی براساس سوالی باشد که از آنها پرسیده میشود.
آزمایش اثر هاثورن
هدف اصلی این آزمایش بررسی اثر شرایط فیزیکی بر بازدهی افراد بود. دو گروه از کارگران کارخانه هاثورن در این آزمایش مورد مطالعه قرار گرفتند. یک روز روشنایی محیط کار برای یک گروه به طور چشمگیری بهبود مییافت در حالی که نور برای گروه دیگر بدون تغییر باقی میماند. محققان از فهمیدن این که بازدهی کارگران با روشن شدن محیط کار بسیار بیشتر از گروه دیگر شد شگفت زده شدند. کارگرانی که در شرایطی کار میکردند که به نوعی تغییر ایجاد شده بود (از نظر ساعت کاری، استراحت و …) بازدهی بسیار بیشتری پیدا کرده بودند. درواقع حتی وقتی دوباره چراغها خاموش میشد بازدهی آنها بهبود یافته بود. تا وقتی که همه چیز به حالت قبل از تغییر درآمده بود، بازدهی کارخانه در بالاترین سطح خود بود و غیبت بسیار کم شده بود.
آزمایشگران نتیجه گرفتند که این تغییر در شرایط فیزیکی نیست که روی بازدهی کارگران تاثیر میگذارد. بلکه این حقیقت است که کسی واقعا نگران محیط کار آن هاست و آنها را مشاهده میکند. کارگران احساس مهم بودن پیدا کردند و بهره وری خود را افزایش دادند. این اثر یک فرض ساده است که سوژههای انسانی در یک آزمایش رفتار خود را تغییر میدهند، زیرا مورد مطالعه قرار گرفته اند.


